مرتضى راوندى

657

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قيمتهايى كه با قيمتهاى شهر متفاوت باشند ، ممنوع ساخته است . همچنين فروشى كه با كمك عامل تردست انجام گيرد ، ممنوع شده است . عامل تردست كسى است كه براى گرم كردن بازار ، خود را به صورت مشترى در مىآورد تا بدين‌وسيله ، مشترى واقعى را به خريد كالا ترغيب و تحريض نمايد . اين كار نظير فروش حيوانى است كه براى پرشير نماياندن ، عمدا از دوشيدنش خوددارى مىكنند . « 1 » به نظر غزالى ، اين قبيل اعمال در حكم سرقت است . بنابراين ، اقدام به هر عملى كه چنانچه خريدار از آن آگاه شود از خريد كالا خوددارى مىكند حرام است ( احياء . دوم ، 71 و 72 ) . تكليف احسان عبارت است از اين‌كه متعاملين رأسا منفعت و خير متقابل يكديگر را رعايت كنند . و اول از همه از گول زدن يكديگر ( مغابنه ) خوددارى كنند . . . بعضى از علما معتقدند كه سود اگر از يك سوم ارزش مبيع زيادتر باشد ، مشترى مغبون است و خيار غبن دارد . . . . قيمت متوسط و سود كم از لحاظ اقتصادى نيز منفعت بيشترى دربردارد ؛ زيرا فروشنده‌اى كه بدينطريق عمل مىكند ، كالاى بيشترى مىفروشد ، و بالنتيجه در جمع ، سود بيشترى به دست مىآورد . با توجه به اصل « احسان » ، وقتى از بىبضاعتى چيزى خريده مىشود نبايد نگران غبن بود . در عوض ، وقتى فروشنده آدم متمولى است ، بايد متوقع و سختگير بود . طلبكار بايد حوصله و نرمش به خرج بدهد . در مقابل ، بدهكار بايد دقيقا از عهدهء تمامى بدهىاش برآيد ، و بدهى خود را به نزد طلبكار برد نه آن‌كه طلبكار را نزد خويش بخواند . . . . به نظر غزالى ، دادوستد سنگ محك آدمى است ؛ زيرا در وقت دادوستد است كه ميزان تدين و ورع افراد روشن مىشود ( احياء . دوم ، ص 75 ) . « 2 » به نظر غزالى ، جامعه به تاجر و كاسب نيازمند است ، و شخص بايد به كار و كسبى بپردازد كه براى جامعه مفيد و ضرور باشد ، و از مشاغل عبث و بيهوده ، نظير حكاكى ، جواهر - فروشى ، گچكارى تزيينى ، ساختن و فروش آلات موسيقى . . . خوددارى كند . كفن‌فروشى و تجارت مواد غذايى اوليه مذموم است . علاوه بر اين ، قصابى ، حجامت ، جاروكشى ، دباغى ، دلالى و صرافى كارهاى مناسبى نيستند . غزالى ، با توجه به تعاليم مذهبى ، مىنويسد : ملك ملك خداست و بر سبيل مجاز ، انسان مالك شناخته مىشود . در واقع ، انسان داراى حق انتفاع است و نه بيش . . . خدا به بندگان اجازه داده است كه برحسب احتياجشان از سفرهء او ارتزاق كنند . دست دراز كردن به حصهء ديگران ، ظلم حساب مىشود . كسى كه بيش از احتياج خود بردارد ، مال‌اندوزى كند ، و اموال را به خويشتن اختصاص دهد ، در حالىكه ديگران به آن نياز دارند ، چنين شخصى آدم ظالم و ستمگرى است . ( احياء دوم ، ص 82 ) « 3 » . با اين بيان . غزالى علاقه فراوان خود را به عدالت و اخوت و برابرى و برادرى مسلمانان آشكار مىكند .

--> ( 1 ) . سياست و غزالى ، پيشين . ج 2 ، ص 458 . ( 2 ) . همان . ص 261 . ( 3 ) . ر ك : همان . ص 465 .